اندرزهای دهگانه


اندرزهای دهگانه

حضرت ابوبکر صدیق(رضی الله عنه) گفته است: خداوند بزرگ، ده خصلت را روزی بنده خود گردانیده است که از آفات و بلایا نجاتش داده و در مقام مقربین و متقین قرارش می‌دهد.

1) راستی و صداقت با قلبی قانع.      2) صبر کامل و شکر دایم        3) فقر دایم با زهد دایم     4) فکر دایم با شکم گرسنه         5) حزن دایم با خوف دایم   6) جدیت و کوشش با بدنی متواضع  7) مهربانی همیشگی با قلبی مهربان    8) محبت دایم همراه حیا     9) علم مفید با صبر دایم      10) یمان دایم وعقل ثابت   

حضرت عمر(رضی الله عنه) گفته است: ده چیز، بدون ده چیز دیگر درست در نمی‌آید:

1) عقل بدون ورع و زهد       2) فضل بدون علم        3) رستگاری و کامیابی بدون خوف خدا       4) پادشاهی بدون دادگری    5) اصل و نسب بدون علم و ادب     6) شادمانی بدون امنیت    7) رفق و مدارا بدون سخاوت      8) فقر بدون قناعت   9) مقام بدون تواضع    10) جهاد بدون توفیق

حضرت عثمان(رضی الله عنه )گفته است: ضایع ترین چیزها ده چیزند:

1) عالمی که مورد سوال واقع نشود و کسی از او چیزی نپرسد    2) علمی که به آن عمل نشود و مورد استفاده قرار نگیرد   3) رأی و نظر مصاب و دوستی که مورد تأیید و پذیرش واقع نشود      4) اسلحه ای که در هیچ شرایطی به کار گرفته نشود       5) مسجدی که در آن نمازی خوانده نشود     6) قرآنی که تلاوت نشود     7) ثروتی که چیزی ازآن در راه خدا انفاق نشود     8) اسبهایی که مورد استفاده سواری و بار کشیدن قرار نگیرند     9) علم و تقوا و پرهیز گاری در دل کسی که دنیا را می‌خواهد     10) عمر طولانی که صاحبش در مدت آن توشه راه آخرت را فراهم نکرده باشد.

دانستنیها

دانستنیها

هشت چیز هیچ‌وقت سیر نمی‌شوند:

 ۱ـ چشم از دیدن       ۲ـ زمین از باران           ۳ـ زن فاحشه از مرد      ۴ـ عالم از علم 

5ـ سائل از سؤال      ۶ـ حریص از جمع آوری مال      ۷ـ دریا از آب        ۸ـ آتش ار هیزم

سه کس بیشتر از همه مورد قهر وغضب خدا هستند:
۱ـ درویش متکبر               ۲ـ زانی(زناکار) پیر                  ۳ـ عالم بدکار   

خوبی زن در دو چیز است:
۱ـ اول اینکه نامحرمی او را نبیند       ۲ـ دوم اینکه او نامحرمی نبیند

از زن چار چیز بخواهید:
۱ـ قلبش پاک باشد   ۲ـ  صورتش باحیا باشد   ۳ـ زبانش شیرین باشد   ۴ـ همیشه دست بکار باشد

در نتیجه کناره گیری از مردم سه تا نعمت بدست می‌رسد:
۱ـ راحت جسمانی           ۲ـ قوت روحانی            ۳ـ جرأت ایمانی

فضايل حضرت عمر(رضی الله عنه)

فضايل حضرت عمر(رضی الله عنه)

1ـ حضرت عمر(رضی الله عنه) مردي بود الهام يافته، چنان كه بخاري از رسول الله(صلی الله علیه وسلم) روايت كرده كه مي‌فرمايد: «لَقَدْ كَانَ فِيمَا قَبْلَكُمْ مِنْ الْأُمَمِ مُحَدَّثُونَ فَإِنْ يَكُ فِي أُمَّتِي أَحَدٌ فَإِنَّهُ عُمَرُ» "در امتهاي پيش از شما مردمي بودند كه به آنها حقايقي الهام مي‌شد، اگر در امت من چنين كسي باشد، قطعاً او عمر خواهد بود".

2ـ حضرت عمر(رضی الله عنه) لياقت پيغمبري داشت، چنان كه ترمذي و حاكم هر دو از رسول الله(صلی الله علیه وسلم) روايت كرده‌اند كه فرموده است: «لَوْ كَانَ بَعْدِي نَبِيٌّ ، لَكَانَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ» "اگر من خاتم انبياء نبودم و بعد از من پيغمبري مبعوث مي‌شد آن پيغمبر، عمر بن الخطاب بود". سعدي شاعر شهير شيرازي به اين حديث توجه داشته كه در شأن حضرت عمر(رضی الله عنه) مي‌گويد:       

          ديگر عمر كه لايق پيغمبري بدي             گر سيد رسل نبدي ختم انبياء

3ـ حضرت عمر(رضی الله عنه) طرفدار حق بود، چنان كه ابن ماجه و حاكم هر دو از رسول الله(صلی الله علیه وسلم) روايت كرده‌اند كه فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ وَضَعَ الْحَقَّ عَلَى لِسَانِ عُمَرَ يَقُولُ بِهِ»"خدا حق را بر زبان عمر قرار داد تا حق را بگويد". در روايت ديگر آمده است: «إِنَّ اللَّهَ وَضَعَ الْحَقَّ عَلَى لِسَانِ عُمَرَ وَقَلْبِهِ».

فضائل حضرت ابوبكر صدیق(رضی الله عنه)

فضائل حضرت ابوبكر صدیق(رضی الله عنه)

شرف رفاقت و دوستي با رسول الله(صلی الله علیه وسلم): حضرت ابوبکر(رضی الله عنه) چه قبل از اينكه رسول الله(صلی الله علیه وسلم) به رسالت مبعوث شود و چه بعد از آن، هميشه رفيق مخلص رسول الله(صلی الله علیه وسلم) بود.

سبقت در اسلام: حضرت ابوبکر(رضی الله عنه) از نخستين مؤمنان و اولين كسي بود كه از بين مردان آزاد به رسالت رسول الله(صلی الله علیه وسلم) ايمان آورد.

وظيفه تبليغ دين خدا: حضرت ابوبکر(رضی الله عنه) اولين كسي بود كه در آغاز ظهور اسلام در مركز شرك به تبليغ دين خدا پرداخت و عده‌اي از اشراف مكه بر اثر دعوت او مشرف به دين اسلام شدند. پس، حضرت ابوبکر(رضی الله عنه) اولين پرچم دار و نخستين مبلغ دين اسلام بود؛ زيرا قبل از اينكه مسلمان شود، دين اسلام منحصراً در خانه رسول الله(صلی الله علیه وسلم) بود و مسلمين عبارت بودند از رسول الله(صلی الله علیه وسلم) و حضرت خديجه همسر آن حضرت....

ادامه نوشته

نفس

در نهاد آدمی عقل است شیر

خاک بر سر شیر را صد بارگر

نفس امّاره چو روباه  اسیر

می‌کند روباه را بر خود امیر

حضرت شیخ محمدسعید نقشبندی(حفظه الله)

يکي قطره باران ز ابري چکيد

که جايي که درياست من کيستم؟

چو خود را به چشم حقارت بديد

همه هرچه هستند ازان کمترند          

خجل شد چو پنهاي دريا بديد

گر او هست حقا که من نيستم

صدف در کنارش به جان پروريد

که با هستيش نام هستي برند

 حضرت شیخ سعدی(رحمه الله)

 

گفت دانايي كه گرگ خيره سر

هر كه گرگش را در اندازد به خاك

وانكه با گرگش مدارا مي‌كند

در جواني جان گرگت را بگير

روزِ پيري، گر كه باشي همچو شير

مردمان گر يكدگر را مي‌درند

وآن ستمكاران كه با هم محرم‌اند

گرگ‌ها همراه و انسانها غريب

 

 هست پنهان در نهادِ هر بشر

رفته رفته مي‌شود انسان پاك

خْلق و خوي گرگ پيدا مي‌كند

واي اگر اين گرگ گردد با تو پير

ناتواني در مصافِ گرگ پير

گرگ‌هاشان رهنما و رهبرند

گرگ‌هاشان آشنايان همند

با كه بايد گفت اين حال عجيب؟

                   جناب فريدون مشيري

 

چهارشنبه سوری:

چهارشنبه سوری:

چهارشنبه سوری یا چارشنبه آخر سال از مراسمات باستانی مربوط به جشن نوروز می‌باشد که در آن آتش افروزی می‌کنند ـ شاید اولین کسی که این رسم را بنیاد نهاد هرمزدلیر، پسر شاپور پسر اردشیر بابکان باشد. اجرای این آتش افروزی در میان زرتشتیان به ویژه در روستاهای ایران با تشریفات خاصی انجام می‌گیرد. که می‌توان به قاشق‌زنی یا ملاقه‌زنی، فالگوش ایستادن ـ شکستن کوزه کهنه و خریدن کوزه نو همچنین خریدن جاروی تازه و تهیه آجیل چهارشنبه سوری و برگزاری مراسم فال کوزه یا چل‌بیتو و پختن آش چهل گیاه و چهار ریگ پلو و انجام مراسم بخت گشائی دختران اشاره نمود. پوشیده نیست که عنصر آتش در نزد ایرانیان دارای احترام بسزایی بوده و آن را فروغ یزدانی(آذرایزد) می‌خواندند ـ در آثار باستانی آمده، چون از شب چهارشنبه آخر سال به نحوست یاد شده، آتش را که به قول آنها پاک کننده‌ی هر پلیدی است، می‌افروزند تا نحوست و پلیدی‌ها را از میان ببرد. در این شب زن و مرد، پیر و جوان، بوته و هیزم جمع می‌کنند و در صحن خانه‌ها یا کوچه و معابر آتش می‌افروزند و از روی آن می‌پرند و این کلمه‌ها را در هنگام پریدن از روی آتش به زبان می‌آورند: (زردی من از تو، سرخی تو از من) و شادابی و صحت مزاج را آرزو می‌کنند و در پایان شب دختران دم بخت برای گشوده شدن بخت خود، با کاسه و قاشقی به در خانه‌ها می‌روند و تقاضای هدیه یا خوراکی و چیزهای که شگون داشته باشند، می‌کنند و منتظر می‌شوند تا چیزی را دریافت کنند و بروند. آیا واقعاً انجام چنین مراسمی، نوعی تفسیر واقعی خرافات نیست، اگر مردمان قدیم برای رفع نحوست چهارشنبه، عقیده داشته‌اند که آتش رفع نحوست می‌کند، چرا بعد از قرنهای متوالی ما به این عقیده استوار باشیم. امروز این مراسم در شهرهای بزرگ به چه نحو انجام می‌شود؟ و همراه با چه اوضاعی است؟ عده‌ای می‌گویند: این جشن یک جشن ملی است و ما با تمام وجود باید آن را برگزار کنیم، سؤال می‌شود آیا ترویج خرافات در جامعه اسلامی کار پسندیده است؟ آیا برگزاری این جشنِ توأم با معصیت مورد قبول اسلام است؟ اگر کسی تعصبی شدید در برگزاری آن دارد، می‌تواند این مراسم را در صحن منزل خود انجام دهد و هیچ‌گونه مزاحمتی برای دیگران و همسایه نداشته باشد، زیرا پیامبر(ص) می‌فرمایند: "مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از زبان و دست او در امان باشند" و نیز می‌فرمایند: "به خدا سوگند ايمان ندارد، به خدا سوگند ايمان ندارد، به خدا سوگند ايمان ندارد!" سؤال شد: اي رسول خدا! چه کسي ايمان ندارد؟ فرمودند: "کسي که همسايه‌اش از خطر شرارت و فتنه‌ي او ايمن نباشد".  پس بنگریم هر سال بر اثر این مراسم فجیع در بیمارستانها چه خبر است؟ چندین کودک معصوم که بر اثر تلقین اجتماعی و خانوادگی چهارشنبه سوری، روانه بیمارستانها می‌شوند، بدنشان می‌سوزد، قطع عضو پیدا می‌کنند، چه کسی باید جوابگوی آنها باشد؟. قضاوت با خود شماست ....                 تهیه: انور نوری   

 

 

ویژگی ظاهری و اخلاقی پیامبر-صلى الله عليه وسلم-

ویژگی ظاهری و اخلاقی پیامبر-صلى الله عليه وسلم-  بابی انت و امی یا سید الانبیاء  

ام معبد خزاعي، پيامبر-صلى الله عليه وسلم- را براي شوهرش، چنين توصيف مي‌کند: «زيبايي‌اش چشم‌گير بود، چهره‌اي درخشان و نوراني و نمکين داشت و هميشه بشّاش بود. مردي خوش اخلاق بود، بدنش را بزرگي شکم يا سر نامتناسب نکرده و کوچکي سر نيز قيافه‌اش را معيوب نساخته بود؛ مردي زيبا و خوش رو بود. چشماني سياه، مژگاني بلند و صدايي صاف و گرم و گردني کشيده داشت. ابروانش، کماني و کشيده بود و گيسوانش، سيه فام. وقتي سکوت مي‌کرد، سراپا وقار بود و چون لب به سخن مي‌گشود، هيبتش دو چندان مي‌شد. از دور زيباترين و پرشکوه‌ترين مردم به نظر مي‌رسيد و از نزديک شيرين گفتارتر از همگان بود. گفتارش شيرين و دلچسب بود. به اندازه سخن مي‌گفت، نه زياد و نه کم. سخنانش چون رشته‌هاي مرواريد بود؛ قامتي ميانه داشت؛ نه بلند و نه کوتاه بلکه ميانه قامت بود و خوش اندام؛. همچون شاخه پرطراوتي بود که هرگاه در ميان دو شاخه ديگر قرار مي‌گرفت، زيباتر و نيکومنظرتر بود. همراهاني داشت که دورش حلقه زده بودند و هرگاه سخن مي‌گفت، به سخنانش گوش مي‌سپردند و چون دستور مي‌داد، بي‌درنگ فرمانش را اجرا مي‌کردند. همواره پيرامونش گرد مي‌آمدند. ترشرو نبود و کسي را تحقير نمي‌کرد». (زاد المعاد (2/54)

علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- در توصيف پيامبر-صلى الله عليه وسلم- مي‌گويد: " گيسوانش نه چندان فر خورده و نه چندان صاف بود؛ بلکه اندکي چين داشت؛ چهره‌اش چاق و برآمده نبود و گونه‌هايش برجسته و بدون گوشت نيز نبود و در عين حال چهره‌اي متمايل به گردي و سفيد گندمگون داشت که مانند ماه مي‌درخشيد......

                                                                                 حتماً ادامه مطلب را بخوانيد   

 

ادامه نوشته

ايصال ثواب

ايصال ثواب قرآن

معتمد در مذاهب چهارگانه اين است كه ثواب قرائت به اموات مي رسد زيرا اين بخشش و دعايي است به وسيله قرآن كه در هنگام تلاوتش، رحمت‌ها نازل مي‌شود. در سنت نبوي صلى الله عليه وسلم نيز رسيدن ثواب دعا و صدقه (ايصال ثواب) براي ميت به ثبوت رسيده است و اين امري اجماعي است. از حضرت عايشه صديقه رضي الله عنها روايت است که مردي به حضرت رسول اکرم صلى الله عليه وسلم گفت: مادرم وفات نمود و گمان مي‌کنم اگر مي‌توانست حرف بزند صدقه مي‌کرد، پس اگر من در عوض او صدقه کنم؛ آيا او را ثوابي مي‌رسد؟ فرمودند: بله. (بخاري، ک جنائز، مسلم، ک زکوة.)

اين اهداي ثواب و ايصال بعد از مرگ درست است، آنگونه که قبل از آن و اين عمل اهدا و ايصال ثواب بعد از مرگ را حديث حضرت ابوهريره رضي الله عنه به روشني بيان مي‌کند که حضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «إذا مات الإنسان انقطع عمله إلا من ثلاث: صدقة جارية، أو علم ينتفع به، أو ولد صالح يدعو له»"چون انسان بميرد؛ عمل وي قطع مي‌شود جز از سه چيز: صدقه جاريه، يا علمي كه از آن سود برده مي‌شود، يا فرزند شايسته‌اي كه براي او دعا مي‌كند». (مسلم3/1255ح 1631).

قرطبي مي‌گويد: «بسياري از احاديث بر اين قول دلالت دارند كه ثواب عمل صالح ديگران به مؤمن مي‌رسد».

و از حضرت ابوهريره رضي الله عنه نيز روايت است که مردي خدمتي حضرت پيامبر صلى الله عليه وسلم عرض کرد: پدرم وفات نموده و مال و دارايي بجاي گذاشته است و وصيت نکرده اگر عوض او صدقه داده شود کفاره گناهانش مي‌شود؟ فرمودند: بله. (مسلم3/1254ح1630).

و نسبت به روزه از حضرت عبدالله بن عباس رضي الله عنهما روايت است که مردي خدمت حضرت پيامبر صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: يا رسول الله! مادرم وفات نمود و بر او يک ماه روزه لازم است آيا مي‌توانم در عوض او روزه قضا بجا آورم؟ فرمودند: بله، قرض خداوند سزاوارتر است که ادا گردد. (بخاري، مختصر زبيد ص 209).

و از حضرت ام المؤمنين عايشه رضي الله عنها روايت است که حضرت پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: اگر کسي وفات نمود و بر او روزه لازمي بود وليش(سرپرستش) عوض او روزه بگيرد.

و درباره حج حضرت عبدالله بن عباس رضي الله عنهما روايت مي کند که روزي حضرت فضل بن عباس پشت سر حضرت رسول اکرم صلى الله عليه وسلم سوار بود که زني از قبيله خثعم آمد (فضل شروع به نگريستن آن زن نمود و زن به فضل نگاه مي‌کرد حضرت رسول اکرم صلى الله عليه وسلم صورت فضل را به جانب ديگر برگرداند). و گفت: يا رسول الله! فريضه‌اي که خداوند بر بندگانش فرض نموده بر پدرم واجب شده است و او پيرمردي است که نمي‌تواند بر سواري و مرکب، خودش را نگه دارد، آيا من بجايش حج کنم؟ فرمودند: بله.

ايصال ثواب و عبادت نفلي و ختم قرآن براي مرده جايز است و طريقه‌اش اينست که بعد از انجام دادن عمل نيک دعا کند که خدايا اين عمل را قبول کن و ثوابش را به فلاني عطا بفرما. و به زندگان هم مي‌شود ثواب ختم قرآن بخشيد.

 

ترس از خدا

ترس از خدا

{يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ (34) وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ (35) وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ (36) لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ}(علّت گريز اين است كه هركسي براي نجات خود مي‌كوشد). در آن روز هركدام از آنان وضعي و گرفتاري بزرگي دارد كه او را به خود سرگرم مي كند و از هر چيز ديگري باز مي دارد.( يعني مجالي براي او باقي نمي گذارد تا امكان و فرصت اين را داشته باشد به ديگران بپردازد . او را به خود مشغول مي كند و بي خبر از ديگران مي سازد). نعْمَانِ بنِ بَشِيرٍ رضي اللَّه عنهما، روایت می‌کند که از پیامبرصَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم شنیدم،‌ می‌فرمودند: «إِنَّ أَهْوَنَ أَهْلِ النَّارِ عَذَاباً يَوْمَ الْقِيامَة لَرَجُلٌ يُوضَعُ في أَخْمَصِ قَدميْهِ جمْرَتَانِ يغْلي مِنْهُمَا دِمَاغُهُ مَا يَرى أَنَّ أَحداً أَشَدُّ مِنْه عَذَاباً، وَإِنَّه لأَهْونُهُمْ عذَاباً».

از ابنِ عمر رضي اللَّه عنهما روایت است که پیامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم ‌فرمودند: «يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ العالمِينَ حَتَّى يَغِيب أَحدُهُمْ في رَشْحِهِ إِلى أَنْصَافِ أُذُنَيه» "مردم در پيشگاه خداي جهانيان مي‌ايستند، تا جايي که بعضي از آنها تا نيمه‌ي گوشش در عرق خودش گم ميشود".

أبوهريرة رضيَ اللَّه عنه، روایت می‌کند که پیامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم ‌فرمودند: «يعرق النَّاسُ يَوْمَ القِيامَةِ حَتَّى يذْهَب عَرَقُهُمْ في الأَرْضِ سَبْعِينَ ذِراعاً، ويُلْجِمُهُمْ حَتَّى يَبْلُغَ آذَانَهُمْ» "مردم در روز قيامت عرق مي‌کنند، به طوري که عرق آنها به مقدار هفتاد ذراع در زمين فرو مي‌رود و آنان را لجام ميکند تا جايي که عرق به گوشهايشان ميرسد". و نیز از او روایت است: ما در حضور پيامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم  بوديم که ناگهان صداي فرو افتادن چيزي را شنيدند و فرمودند:«هَلْ تَدْرُونَ ما هذا؟»"آيا ميدانيد اين صدا چيست؟"عرض کرديم: خدا و رسول او داناترند، فرمودند: «هذا حَجَرٌ رُمِيَ بِهِ في النَّارِ مُنْذُ سَبْعِينَ خَريفاً فَهُوَ يهْوِي في النَّارِ الآنَ حَتَّى انْتَهَى إِلى قَعْرِهَا، فَسَمِعْتُمْ وجْبَتَهَا»"اين سنگي است که هفتاد پاييز(سال) قبل به دوزخ پرتاب شد و آن همچنان به داخل آتش پايين ميرفت تا اکنون که به قعر دوزخ افتاد و هنگامي که به قعر دوزخ رسيد، شما صداي افتادن آن را شنيديد".

از عَدِيِّ بنِ حاتمٍ رضي اللَّه عنه، روایت است که پیامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم ‌فرمودند: «ما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ سَيُكَلِّمُهُ رَبُّهُ لَيْسَ بيْنَهُ وبَيْنَهُ تَرْجُمَانٌ، فَيَنْظُرُ أَيْمنَ مِنْهُ، فَلا يَرَى إِلاَّ ما قَدَّمَ، وينظر أشأم منه فلا يرى إلا ما قدم، وينْظُرُ بيْنَ يَدَيهِ، فَلا يَرَى إِلاَّ النَّارِ تِلْقَاءَ وَجهِهِ، فاتَّقُوا النَّارِ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ» "خداوند با يک يک شما، بدون واسطه و مترجم صحبت خواهد کرد و در آن حال، کسي که خداوند با او سخن مي‌گويد، چون به طرف راست خود مي‌نگرد، جز اعمال گذشته‌ي خود، چيزي را نمي‌بيند و چون به طرف چپ نگاه ميکند، جز اعمال قبلي خود، چيزي را مشاهده نمي‌کند و چون رو به روي خود را نگاه ميکند، تنها آتش را جلو چشمانش ميبيند؛ بنابراين خود را از آتش دوزخ دور کنيد، هر چند که با نصف خرمايي باشد".

رَوَى الْبُخَارِيُّ فِي صَحِيحِهِ أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: {كَانَ رَجُلٌ مُسْرِفٌ عَلَى نَفْسِهِ ، فَلَمَّا حَضَرَهُ قَالَ لِبَنِيهِ: إذَا أَنَا مِتُّ فَأَحْرِقُونِي وَاطْحَنُونِي ثُمَّ ذَرُونِي فِي الرِّيحِ ، فَوَاَللَّهِ لَئِنْ قَدَرَ اللَّهُ عَلَيَّ ، أَيْ لَئِنْ أَرَادَ تَعْذِيبِي - وَالتَّعْبِيرُ بِالْقُدْرَةِ عَنْ الْإِرَادَةِ سَائِغٌ - لَيُعَذِّبَنِّي عَذَابًا مَا عَذَّبَهُ أَحَدًا ، فَلَمَّا مَاتَ فُعِلَ بِهِ ذَلِكَ فَأَمَرَ اللَّهُ الْأَرْضَ فَقَالَ اجْمَعِي مَا فِيكِ مِنْهُ فَفَعَلَتْ فَإِذَا هُوَ قَائِمٌ قَالَ مَا حَمَلَك عَلَى مَا صَنَعْتَ؟ قَالَ يَا رَبِّ خَشْيَتُكَ فَغَفَرَ لَهُ}.

(قال ذو النّون المصريّ رحمه اللّه تعالى: «إنّما دخل الفساد على الخلق من ستّة أشياءالأوّل: ضعف النّيّة بعمل الآخرة. والثّاني: صارت أبدانهم مهيّأة لشهواتهم. والثّالث: غلبهم طول الأمل مع قصر الأجل. والرّابع: آثروا رضاء المخلوقين على رضاء اللّه. والخامس: اتّبعوا أهواءهم ونبذوا سنّة نبيّهمصلّى اللّه عليه وسلّم. والسّادس: جعلوا زلاّت السّلف حجّة لأنفسهم، ودفنوا أكثر مناقبهم»)

مبر طاعت نفس شهوت پرست           که هر ساعتش قبله ي ديگرست

کند مرد را نفس اماره خوار           اگر هوشمندي عزيزش مدار