۳۰۷ - ۳۱۰

  ۳۱۰ – آیا دادن پول صدقه به فقیر و ندادن آن به کمیته امداد مشکل دارد؟

خیر هیچ ایرادی ندارد و اگر خودت به فقرا برسانی بهترم هست.

۳۰۹- چرا در اسلام مردان بيشتر از زنان ارث ميبرند؟

خداوند می فرماید : « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ »

با مراجعه به آثار اسلامى به اين نكته پى مى بريم كه اين سؤال از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده و گاه بيگاه از بزرگان دین در اين زمينه پرسشهايى مى كردند از یکی از بزرگان نقل شده كه در پاسخ اين سؤال فرمود: «اين كه سهم زنان از ميراث نصف سهم مردان است به خاطر آن است كه زن هنگامى كه ازدواج مى كند چيزى (مهریه) مى گيرد و مرد ناچار است چيزى بدهد، به علاوه هزينه زندگى زنان بر دوش مردان است، در حالى كه زن در برابر هزينه زندگى مرد و خودش مسؤوليتى ندارد».

با اينكه ظاهرا ارث مرد دو برابر زن است اما با دقت بيشتر روشن مي شود كه از يك نظر ارث زنان دو برابر مردان مي باشد! و اين بخاطر حمايتى است كه اسلام از حقوق زن كرده است.

توضيح اينكه وظائفى بر عهده مردان گذارده كه با توجه به آن نيمى از درآمد مردان عملا خرج زنان مي شود، در حالى كه بر عهده زنان چيزى گذارده نشده است، مرد بايد هزينه زندگى همسر خود را طبق نيازمندى او، از مسكن و پوشاك و خوراك و ساير لوازم بپردازد، و هزينه زندگى فرزندان خردسال نيز بر عهده اوست، در حالى كه زنان از هر گونه پرداخت هزينه اى حتى براى خودشان معاف هستند، بنا براين يك زن مي تواند تمام سهم ارث خود را پس انداز كند، در حالى كه مرد ناچار است آن را براى خود و همسر و فرزندان خرج كند، و نتيجه آن عملا چنين مي شود كه نيمى از درآمد مرد براى زن خرج ميشود، و نيمى براى خودش، در حالى كه سهم زن هم چنان بحال خود باقى ميماند. نتيجه اينكه سهم واقعى زنان، از نظر مصرف و بهره بردارى دو برابر سهم واقعى مردان است، و اين تفاوت بخاطر آن است كه معمولا قدرت آنها براى توليد ثروت كمتر است، و اين يك نوع حمايت منطقى و عادلانه است كه اسلام از زنان به عمل آورده و سهم حقيقى آنها را بيشتر قرار داده اگر چه در ظاهر سهم آنها نصف است.


۳۰۸- آیا خوابیدن با حالت لخت و عریان گناه دارد؟ حکمش چیست؟

از جمله آداب مباشرت اين است که زن و مرد لباسهاي خود در آورند، زيرا درآوردن لباس موجب راحتي و آسايش جسمي است و حرکات بدن را تسهيل ميکند و بهره گيري را افزايش داده و بر انس و الفت زن و شوهر مي افزايد. البته بهتر است که عريان شدن کامل در زير پوششي باشد زيرا در روايتي از  امامان"احمد" و "ترمذي" و "ابوداوود" آمده که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم فرمودند: "خداي تعالي بسيار باحيا و پوشاننده گناه است و پوشيده بودن را هم دوست مي دارد." . و در روايتي ديگر از "ترمذي" آمده است که آن حضرت - صلى الله عليه وسلم - فرمود: "از عريان شدن بپرهيزيد، زيرا ملايکه هاي همراه شما هستند که فقط در دو وقت از شما جدا مي شوند، يکي موقع قضاي حاجت و ديگري وقت نزديکي، پس از آنان شرم داشته باشيد و حق احترامشان را بجاي آوريد." قبلاً هم حديثي را بيان کرديم که حضرت عايشه گفت: "رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - در تمام مدت زندگي نه از من ديد و نه من از او ديدم [منظور ديدن شرمگاه و اعضاي تناسلي است]. اما آنچه پسنديده بودن پوشش را تأکيد مي کند، روايتي از "ترمذي" است با سند ضعيف که ميگويد: "هرگاه ميخواهيد با زنانتان نزديکي کنيد مانند دو خر کاملاً لخت نشويد".

۳۰۷- منظور از ضروریات که محظورات را مباح می کند چیست و بر چه چیزهایی اطلاق می شود؟

خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غيرخدا ( به هنگام ذبح ) بر آن گفته شده باشد ( و به نام بتان و شبيه آنها سر بريده شود ) بر شما حرام كرده است . ولي آن كس كه مجبور شود ( به خاطر حفظ جان از آن اشياء حرام بخورد ) در صورتي كه علاقه مند ( به خوردن و لذّت بردن از چنين چيزهائي نبوده ) و متجاوز ( از حدّ سدّ جوع و اندازه ضرورت هم ) نباشد ، گناهي بر او نيست . بي گمان خداوند بخشنده و مهربان است . سوره بقرة آيه 173 و سوره أنعام آيه 145و نیز سوره نحل آيه 115.

الضَّرُوریَاتُ تُبِيحُ الْمَحْظُورَاتِ  : از جمله : خوردن مردار هنگام اضطرار مانند کسی که در بیابانی مانده و هیچ چیزی ندارد که بخورد و احتمالاً هلاک شود ، اگر مرداری را دید می تواند به اندازه ضرورت - تا رسیدن به آبادانی   بخورد و یا کسی که در حال ، لقمه ای در دهان دارد و گیر کرده و آب همراه ندارد و در حال هلاکت و خفه شدن است ، و در آنجا شراب باشد می تواند برای رفع خفگی به اندازه نیاز از آن بنوشد . یا کسی که بر اثر اکراه شرعی کلمه کفر را بر زبان جاری می کند و قلبش مطمئن و پر از ایمان است . و یا ظالمی که مال شخصی را به ظلم برده و نمی دهد می توان با دزدی هم باشد مال خود را از او گرفت . ووو ...    

 

از الفبـای فارســی

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها       

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم      

پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات        

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها                    
 
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها        

ج: جسارت برای ادامه زیستن                        

            چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه        

             ح: حق شناسی برای تزکیه نفس                  

           خ: خودداری برای تمرین استقامت                  

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ                   

‌ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل                  

ر: رضایت مندی برای احساس شعف          

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها            

                  ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها         

                   س: سخاوت برای گشایش کارها                 

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج           

ص: صداقت برای بقای دوستی                       

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد 

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف    

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها                

               غ: غیرت برای بقای انسانیت                           

               ف: فداکاری برای قلب های دردمند                    

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل            

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق                   

گ: گذشت برای پالایش احساس     

ل: لیاقت برای تحقق امیدها            

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها     

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی              

 ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها                           

  ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک   

                                                                          برگرفته از وبلاگ خوشبختی           

فلسفه زنده

فلسفه زنده ماندن ابليس تا پايان دنيا

۱- امتحان بندگان

از جمله حكمت­ها يكي اين است كه خداوند متعال وجود ابليس را محكي براي تمايز و جدا ساختن پاكان از ناپاكان قرار داده است و به تعبيري ديگر وجود شيطان ابزاري است كه با بودن آن انسانها نمي­توانند دوستان خود را از ميان دشمنان تشخيص بدهند و بشناسند. روي اين اصل حكمت خداوندي مقتضي آن شد كه شيطان تا پايان حيات انسانها زنده بماند تا هدف خلق او بدست آيد و اگر خداوند ابليس را از بين مي­برد، اين هدف برآورده نمي­شد، آري باقي ماندن كفار تا پايان زندگي دنيا كه دشمنان خداوند هستند، نيز حلقه­اي از همين زنجير است. اگر خداوند كفار را از بين مي­برد و همه را نابود مي­ساخت، حكمت­هاي زيادي كه در بقاء آنها نهفته است، هدر مي­رفتند. قطعاً همانطور كه حكمت خداوند مقتضي آن بود كه آدم (ابوالبشر) را امتحان كند، امتحان فرزندان آدم نيز از مقتضيات حكمت الهي است تا مخالفان و دشمنان ابليس به سعادت و دوستان و طرفدارانش به شقاوت برسند.                                                                                                    

۲- زنده ماندن شيطان پاداش اعمال گذشته اواست

آري، از جمله حكمت و فلسفه زنده ماندن شيطان تا پايان دنيا اين است كه حكمت خداوند بر اين است كه شيطان در آخرت اندك بهره اي ندارد و حال آنكه در گذشته دور يعني پيش از انكار سجده آدم، عبادت و طاعت كرده است،

ادامه نوشته

آفریدن شیطان چرا ؟

چرا خداوند شیطان را آفرید و او از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود ؟

 ابلیس از آفریدگان خداوند واز جنیان است و مدت‏هاى طولانى خداوند را عبادت كرده بود، و به واسطه نافرمانى خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مى‏شود. شیطان به هر موجودى گفته مى‏شود كه انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسان‏ها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاك بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما در مقابل یك دستور الهى كه سجده و تعظیم در مقابل انسان بود ، لغزید و از درگاه الهى رانده شد. شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد . شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسان‏ها را بفریبد مگر كسانى را كه مومن باشند. و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد .

اما چرا این مهلت را از طرف خداوند یافت ، مى‏توان گفت فلسفه وجود شیطان براى انسان، همانند   

ادامه نوشته