کتمان شهادت حق

کثرت شهادت زور و کتمان شهادت حق

عبدالله بن مسعود (رضي الله عنه)روايت مي كند كه پيامبر (صلى الله عليه وسلم) فرموده اند:«إن بين يدي الساعة... شهادة الزور و کتمان شهادة الحق». " از نشانه هاي قيامت...شهادت دروغ و کتمان شهادت بر حق است" « مسند امام احمد» (5/333) و «فتح الباري» (5/262). شهادت زور يعني عمداً شهادت دروغ گفتن . پس همانطور که شهادت زور سبب ابطال حق است همچنين کتمان شهادت نيز سبب ابطال حق خواهد شد. خداوند مي فرمايد: « شهادت را کتمان نکنيد، هر کس شهادت را کتمان کند بي شک قلبش گناهکار است».        (بقره/ 285).

" از ابي بکره (رضي اللَّه عنه ) روايت شده است که پيامبر( صلى الله عليه وسلم)  سه بار فرمودند: "آيا شما را از بزرگترين گناه کبيره آگاه کنم؟" گفتيم: بله، اي رسول خدا ( صلى الله عليه وسلم) ! فرمودند: "شرک به خدا و نافرماني و آزار پدر و مادر"، پيامبر( صلى الله عليه وسلم)  (وقتي اين را فرمودند)، تکيه زده بودند، آنگاه نشست و فرمودند: "آگاه باشيد ! (ديگري) سخن دروغ و شهادت باطل است" و اين جمله را همچنان تکرار مي فرمود تا اينکه با خود گفتيم: کاش سکوت ميفرمودند ! . متفق عليه. [خ (2654)، م (87)].  

در عصر ما شهادت زور و کتمان شهادت چه قدر افزايش يافته است ! و به خاطر بزرگ بودن جرم آن پيامبر اکرم ( صلى الله عليه وسلم) آن را همراه با شرک و عقوق والدين ذکر نموده اند زيرا شهادت زور باعث ظلم و ستم به هم نوعان و ضايع شدن حقوق مردم در اموال و اعراض مي گردد. و وقوع آن علامت ضعف ايمان و عدم ترس از خداوند رحمان است. از ايمن بن خريم ( رضي الله عنه )  روايت نموده اند كه گفت: رسول خدا ( صلى الله عليه و سلم)  براى ايراد خطبه برخاست، و فرمودند: « شهادت دروغ با شرك به خدا برابر و هم طرازگردانيده شده است»، اين را سه بار فرمودند و بعد از آن آيه ي[فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور ] را تلاوت نمودند : «از پليدى بتان بپرهيزيد، و از سخن دروغ اجتناب كنيد». (الحج/ 30) .    پس بدترين دروغ، شهادت دروغين و قسم دروغين است كه به وسيله آن، حق مسلماني تلف و پايمال شود.  از رسول اكرم ( صلى الله عليه وسلم) نقل شده كه فرمودند: « هر كس نزد حاكم ، شهادت دروغ دهد و يا اين كه كتمان شهادت كند كلامش تمام  نمي گردد مگر آن كه خداوند نشيمن گاه او را پر از آتش مي كند. يعنى اين شخص با شهادت دروغ و يا كتمان شهادت حق ، محيطى و اجتماعى آتشين و ناآرام پديد مي آورد كه خود او نيز در آتش آن مي سوزد اضافه بر آتش آخرت. {وَ الَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ }. "آنان (مؤمنان) کساني هستند که شهادت دروغ نميدهند".(الفرقان / 72)

و روايت شده است كه : « بدترين دروغها آن است كه شخص چيزى به چشمان خويش نسبت دهد كه نديده اند». [مراد شهادت دروغ و ناحق است ].

 پس بايد اهل ايمان بداند زماني كه براي بيان شهادت به محكمه و دادگاه و يا مكان قضاوت  برود بر او لازم است كه هر چه حق است بيان نمايد و از كتمان شهادت حق بپرهيزد زيرا عواقب آن چه در دنيا و چه در آخرت ، بسيار خطرناك است .

پس اي اهل ايمان ؛ چرا آخرت خود را براي جيفه دنيوي تباه مي كنيد ؟ آن جيفه اي كه براي هيچ احدي باقي نمي ماند ؛ مگر عواقب پادشاهان را مطالعه نكرده ايد ؛ مگر با چشمان خود در اين دوران ، نديده ايد كه بر سر حاكمان چه آمده است ؟ پس به فكر آخرت خود باشيد و از شهادت دروغ بپرهيزيد و كتمان شهادت حق نكنيد زيرا همان افرادي كه شما براي آنها شهادت دروغ مي دهيد چه بسا بعد از مدتي ، با شما دشمن شوند .

و اين تذكري است براي كساني كه در منصب قضاوت قرار دارند و يا ميان مردم به صورت عادي قضاوت مي كنند كه نبايد هر فردي بياييد و از او شهادت قبول نمايند ، زيرا شرايط شهود چه در شريعت اسلام و چه در قانون بيان شده و نبايد در انجام آن سهل انگاري شود . متأسفانه در ميان مردم شايع است كه افراد لاابالي براي به دست آوردن مقداري جيفه ي دنيوي حاضر به شهادت ناحق در دادگاهها مي شوند و هيچ يك از قضات به آن توجه نمي نمايند و آن افراد بدبخت بيچاره كه مدعي هستند ، حاضر مي شوند حق ديگران را با دادن اندكي پول به اين شهود دروغين ، براي خود به دست آورند در حالي كه حق ديگران را ضايع و پايمال مي نمايند و آن را در اين دنيا با افتخار صرف مي كنند و مي دانند كه مال ديگران را ضايع كرده اند . اي بدبخت بيچاره ؛ چرا خود را گول مي زنيد و پرده بر گوش و چشم خود قرار داده ايد ؛ مگر نمي دانيد اين حق ديگران است ؟ پس به فكر خود باش؛ نبايد به خاطر حسد و كينه و يا هر امر ديگري اقدام به اين چنين كاري كرد كه در اين دنيا بايد تاوان آن را بدهيد و در آخرت نيز دچار سخت ترين عذاب خواهيد شد . پس توصيه ي ما به قضات در هر منصبي ، اين است كه مطابق شريعت اسلام اقدام به قبول نمودن شهادت شهود نمايند و در صورت محرز شدن ، نبايد تمامي شهود را يكجا براي اداي شهادت حاضر نمايند بلكه لازم است جداگانه از آنها درخواست نمايند و هيچكدام نفهمند كه قاضي از آنها چه سؤالي پرسيده است تا حق ديگران ضايع نشود . چه بسا كه شهود در بيان حرفهايشان ضد و نقيض باشند و بايد بطور دقيق از آنها سؤال شود و اگر قضات در مسئوليت خويش عدالت رفتار نمايند ، مطابق حديث پيامبر ( صلى الله عليه وسلم) اهل بهشت اند و اگر خلاف آن اقدام به قضاوت نمايند، از اهل جهنم هستند .  و صلي الله و سلم علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه اجمعين .                                                                                                              

                                                                                                                    

اجتماع نماز عيد

بسم الله الرحمن الرحيم

اجتماع نماز عيد فطر يا قربان با روز جمعه :

هرگاه نماز عيد فطر يا عيد قربان با روز جمعه مصادف شود و اهل روستايي كه در روستاي آنها نماز جمعه و نماز عيد برگزار نمي شود و ناچار هستند براي نماز عيد به شهر يا روستاي ديگر بروند كه در آنجا نماز جمعه برگزار مي شود اگر اهل آن روستا بعد از اداي نماز عيد و قبل از نماز جمعه به روستاي خود برگردند چون دچار مشقت و سختي مي شوند ديگر لازم نيست كه براي نماز جمعه در آن روز حضور يابند و جمعه از آنها ساقط مي شود و مي توانند نماز ظهر خود را بخوانند . اما براي ساكنين شهرها و يا روستاهايي كه در آنها نماز جمعه برگزار مي شود ، واجب است كه علاوه بر نماز عيد ، نماز جمعه را هم بخوانند و از آنها نماز جمعه ساقط نمي شود . زيرا در زمان حضرت پيامبر (صلي الله عليه و سلم ) روز عيد با جمعه مصادف شد و پيامبر (صلي الله عليه و سلم ) دراولِ روز ، نماز عيد را براي آنها اقامه نمودند و فرمودند : اي مردم در اين روز دو عيد - مخصوص مسلمانان { جمعه و عيد فطر يا قربان } باهم براي شما جمع شده است هر كس از شما  ( اهل روستاهايي كه براي عيد آمده بودند ) دوست دارد كه بماند و با ما نماز جمعه بخواند اين كار را انجام دهد و هر كس مي خواهد كه به روستاي خود برگردد ، مي تواند برگردد .      

 رَوَاهُ أَبُو دَاوُد وَالْحَاكِمُ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ .

و حضرت عثمان رضي الله عنه در خطبه خويش فرمودند: همانا در این روز ، دو عید مخصوص مسلمانان (جمعه و عید) جمع شده است ، لذا هر کس از روستاهای بالای مدینه این جاست و دوست دارد (بعد از نماز عید و قبل از خواندن نماز جمعه به خانه خویش) بر گردد و برود ما به او اجازه دادیم ، و هر کس هم که دوست دارد که (در مدینه بماند تا این که به همراه ما نماز جمعه را هم بخواند و بعدا به خانه برگردد،  می تواند ) بماند   .

بر گرفته از كتب فقهي مذهب امام شافعي – رضي الله عنه -  :  شرح البهجة الوردية  5 / 295 و  شرح الوجيز 5 / 67 . و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج 3 / 432  و  نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج 6 / 476 . و حاشية البجيرمي على الخطيب 5 / 300 . و الاقناع في حل ألفاظ أبي شجاع 1 / 276 .  و المجموع 4 / 491 . و أسنى المطالب 4 / 124 .

  

نقل زکات

نقل زکات :                                                                                                            

قول مشهور در مذهب امام شافعی ( رضی الله عنه ) این است که نقل زکات جایز نیست و باید در همان محل خود آن را تقسیم نماید زیرا پیامبر ( صلی الله علیه و سلم ) به معاذ ( رضی الله عنه )می فرمایند: « ...  خداوند زکات را بر آنان واجب گردانيده است که از ثروتمندانشان گرفته و به فقراي آنان داده شود ...» . مگر اینکه مستحقین زکات در آن محل یافت نشوند که در آن حالت نقل آن به مکان نزدیکتر جایز است . اما اگر مستحقین زکات موجود باشند و بخواهد مقداری از آن را به جای دیگر انتقال دهد باید خود را تقلید آن علما بنماید که اجازه نقل زکات را داده اند که امام ابن حجر در فتاوایش اشاره نموده که انتقال آن تا مسافت قصر جایز است و{ بگوید : خودم را تقلید آن امامان و علما نمودم که اجازه نقل زکات را به مکان دیگر داده اند } . اما اگر کسی از شهر دیگری به محل تقسیم زکات بیاید و جزو مستحقین باشد جایز است به او زکات پرداخت کرد .