ترس از خدا
ترس از خدا
{يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ (34) وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ (35) وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ (36) لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ}(علّت گريز اين است كه هركسي براي نجات خود ميكوشد). در آن روز هركدام از آنان وضعي و گرفتاري بزرگي دارد كه او را به خود سرگرم مي كند و از هر چيز ديگري باز مي دارد.( يعني مجالي براي او باقي نمي گذارد تا امكان و فرصت اين را داشته باشد به ديگران بپردازد . او را به خود مشغول مي كند و بي خبر از ديگران مي سازد). نعْمَانِ بنِ بَشِيرٍ رضي اللَّه عنهما، روایت میکند که از پیامبرصَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم شنیدم، میفرمودند: «إِنَّ أَهْوَنَ أَهْلِ النَّارِ عَذَاباً يَوْمَ الْقِيامَة لَرَجُلٌ يُوضَعُ في أَخْمَصِ قَدميْهِ جمْرَتَانِ يغْلي مِنْهُمَا دِمَاغُهُ مَا يَرى أَنَّ أَحداً أَشَدُّ مِنْه عَذَاباً، وَإِنَّه لأَهْونُهُمْ عذَاباً».
از ابنِ عمر رضي اللَّه عنهما روایت است که پیامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فرمودند: «يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ العالمِينَ حَتَّى يَغِيب أَحدُهُمْ في رَشْحِهِ إِلى أَنْصَافِ أُذُنَيه» "مردم در پيشگاه خداي جهانيان ميايستند، تا جايي که بعضي از آنها تا نيمهي گوشش در عرق خودش گم ميشود".
أبوهريرة رضيَ اللَّه عنه، روایت میکند که پیامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فرمودند: «يعرق النَّاسُ يَوْمَ القِيامَةِ حَتَّى يذْهَب عَرَقُهُمْ في الأَرْضِ سَبْعِينَ ذِراعاً، ويُلْجِمُهُمْ حَتَّى يَبْلُغَ آذَانَهُمْ» "مردم در روز قيامت عرق ميکنند، به طوري که عرق آنها به مقدار هفتاد ذراع در زمين فرو ميرود و آنان را لجام ميکند تا جايي که عرق به گوشهايشان ميرسد". و نیز از او روایت است: ما در حضور پيامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم بوديم که ناگهان صداي فرو افتادن چيزي را شنيدند و فرمودند:«هَلْ تَدْرُونَ ما هذا؟»"آيا ميدانيد اين صدا چيست؟"عرض کرديم: خدا و رسول او داناترند، فرمودند: «هذا حَجَرٌ رُمِيَ بِهِ في النَّارِ مُنْذُ سَبْعِينَ خَريفاً فَهُوَ يهْوِي في النَّارِ الآنَ حَتَّى انْتَهَى إِلى قَعْرِهَا، فَسَمِعْتُمْ وجْبَتَهَا»"اين سنگي است که هفتاد پاييز(سال) قبل به دوزخ پرتاب شد و آن همچنان به داخل آتش پايين ميرفت تا اکنون که به قعر دوزخ افتاد و هنگامي که به قعر دوزخ رسيد، شما صداي افتادن آن را شنيديد".
از عَدِيِّ بنِ حاتمٍ رضي اللَّه عنه، روایت است که پیامبر صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فرمودند: «ما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ سَيُكَلِّمُهُ رَبُّهُ لَيْسَ بيْنَهُ وبَيْنَهُ تَرْجُمَانٌ، فَيَنْظُرُ أَيْمنَ مِنْهُ، فَلا يَرَى إِلاَّ ما قَدَّمَ، وينظر أشأم منه فلا يرى إلا ما قدم، وينْظُرُ بيْنَ يَدَيهِ، فَلا يَرَى إِلاَّ النَّارِ تِلْقَاءَ وَجهِهِ، فاتَّقُوا النَّارِ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ» "خداوند با يک يک شما، بدون واسطه و مترجم صحبت خواهد کرد و در آن حال، کسي که خداوند با او سخن ميگويد، چون به طرف راست خود مينگرد، جز اعمال گذشتهي خود، چيزي را نميبيند و چون به طرف چپ نگاه ميکند، جز اعمال قبلي خود، چيزي را مشاهده نميکند و چون رو به روي خود را نگاه ميکند، تنها آتش را جلو چشمانش ميبيند؛ بنابراين خود را از آتش دوزخ دور کنيد، هر چند که با نصف خرمايي باشد".
رَوَى الْبُخَارِيُّ فِي صَحِيحِهِ أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: {كَانَ رَجُلٌ مُسْرِفٌ عَلَى نَفْسِهِ ، فَلَمَّا حَضَرَهُ قَالَ لِبَنِيهِ: إذَا أَنَا مِتُّ فَأَحْرِقُونِي وَاطْحَنُونِي ثُمَّ ذَرُونِي فِي الرِّيحِ ، فَوَاَللَّهِ لَئِنْ قَدَرَ اللَّهُ عَلَيَّ ، أَيْ لَئِنْ أَرَادَ تَعْذِيبِي - وَالتَّعْبِيرُ بِالْقُدْرَةِ عَنْ الْإِرَادَةِ سَائِغٌ - لَيُعَذِّبَنِّي عَذَابًا مَا عَذَّبَهُ أَحَدًا ، فَلَمَّا مَاتَ فُعِلَ بِهِ ذَلِكَ فَأَمَرَ اللَّهُ الْأَرْضَ فَقَالَ اجْمَعِي مَا فِيكِ مِنْهُ فَفَعَلَتْ فَإِذَا هُوَ قَائِمٌ قَالَ مَا حَمَلَك عَلَى مَا صَنَعْتَ؟ قَالَ يَا رَبِّ خَشْيَتُكَ فَغَفَرَ لَهُ}.
(قال ذو النّون المصريّ رحمه اللّه تعالى: «إنّما دخل الفساد على الخلق من ستّة أشياء: الأوّل: ضعف النّيّة بعمل الآخرة. والثّاني: صارت أبدانهم مهيّأة لشهواتهم. والثّالث: غلبهم طول الأمل مع قصر الأجل. والرّابع: آثروا رضاء المخلوقين على رضاء اللّه. والخامس: اتّبعوا أهواءهم ونبذوا سنّة نبيّهمصلّى اللّه عليه وسلّم. والسّادس: جعلوا زلاّت السّلف حجّة لأنفسهم، ودفنوا أكثر مناقبهم»)
مبر طاعت نفس شهوت پرست که هر ساعتش قبله ي ديگرست
کند مرد را نفس اماره خوار اگر هوشمندي عزيزش مدار