بسم الله الرحمن الرحيم

ختنه کردن زن و مرد

اينكه گروهي گويند كه علم ديني پيشرفت كرده است با نص حديث تطابق ندارد؛ زيرا آگاهي ديني نه تنها پيشرفت نكرده، بلكه رو به كاهش است و افول و سير نزولي آن يكي از علايم ويران شدن دنيا است. هم چنان كه از انس(رضي‌الله‌عنه) روايت است كه گفت: از رسول‌اللهr شنيدم كه مي‌فرمود: «مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ: أَنْ يَقِلَّ الْعِلْمُ وَيَظْهَرَ الْجَهْلُ و...» "برخي از نشانه‌هاي قيامت، عبارتنداز اينكه علم كم مي‌شود، جهل و ناداني غلبه پيدا مي‌كند،..." ‌‌يعني جاهلان بسيار شوند و بر مردم غلبه کنند و اين حالت وقتي ظهور مي‌کند که علما اندک و اهل علم که دانشمندان باشند کم شوند و کسي به اسماء و صفات خداوند دانا نباشد و از کرداري که خداوند به آن خشنود يا ناراضي مي‌شود جز گروهي اندک آگاه نباشند.

ختنه كردن، يكي از مسايل فطري و از سنتهاي انبياء(عليهم السلام) و اولين گام در سنت انبياء الهي و علامت مسلمان بودن و سمبل شريعت اسلامي بوده و بر ذکور و اناث واجب است. ختنه نمودن دختران از جمله شعار اسلام است كه در سنت پيامبرr آمده است. تمامي ائمه و فقهاي اسلامي بر مشروعيت ختنه كردن دختران متفقند، زيرا ميل جنسي را در زن تلطيف مي‌بخشد و او را به سوي اعتدال و ميانه‌روي جنسي مي‌كشاند. و آنچه ابوهريره(رضي‌الله‌عنه) روايت مي كند: یا نساء الأنصار اختفضن (أى اختتن) ولا تنهكن (أى لا تبالغن) اي زنان انصار خود را ختنه كنيد اما در بريدن زياده روي نکنيد. از مجموع اين حديث و احاديث ديگر معلوم مي‌شود كه ختنه كردن دختران مشروعيت دارد و تمامي فقهاي مذاهب بر اين اتفاق دارند كه ختنه كردن زن و مرد از فطرت اسلام و شعائر آن و امري پسنديده است و هيچ يك از فقهاي مسلمانان مانع ختنه كردن زن و يا مرد نشده‌اند و اقرار به عدم جواز يا ضرر رساندن به زنان ننموده‌اند. تنها اختلاف در وصف حكم آن است كه آيا واجب است يا سنت؟ ختنه اگرچه در قرآن نيامده، اما در احاديث به آن اشاره و در احاديث فراواني وارد شده است و هم چنين رسم همه مسلمانان است و آن را از لوازم بهداشت مي‌پندارند. 

حكم ختنه:

قول صحيح و مشهور مذهب امام شافعي و جمهور علماي شافعيه و حنابله و سحنون از علماي مالكيه(رحمهم الله) بر اين است كه ختنه‌ي نوزاد مذكر و مؤنث واجب است. (المجموع1/298ـ299،301، قليوبي وعميرة4/11، طرح التثريب1/75، فتح الباري10/341) وَالْحَنَابِلَةُ(كشاف‌القناع1/80 والإنصاف1/123)،وسَحْنُونٍ مِنَ‌الْمَالِكِيَّةِ(المنتقى7/232)استدلال آنها بوجوب ختنه فرموده باريتعالي است كه مي‌فرمايد: «ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا»[النحل: 123]. «سپس به تو وحي کرديم که از آيين حنيف‌ابراهيم پيروي کن». وآنچه بر صحت اين ادعا دلالت دارد حديثي است که امام بخاري و مسلم از ابوهريره(رضي‌الله‌عنهم) روايت مي‌کنند كه پيامبرr فرمودند: «اخْتَتَنَ إِبْرَاهِيمُ النَّبِيُّr وَهُوَ ابْنُ ثَمَانِينَ سَنَةً بِالْقَدُومِ» حضرت ابراهيمr در سن هشتاد سالگي ختنه شد.(بخاري(6/388) ومسلم(4/1893). و از ابوهريره(رضي‌الله‌عنه) روايت است كه پيامبرr فرمودند: «الفطرة خمس، أو خمس من الفطرة: الختان، والاستحداد، ونتف الإبط، وتقليم الأظفار، وقصّ الشارب». بخاري (5552) ومسلم ( 257). "پنج صفت جزو خصال فطرى انسانند و جزو برنامه همه پيغمبران بوده اند: ختنه كردن مرد و زن، تراشيدن موهاى زائدى كه در جلو و عقب مرد و زن مى‌رويد،تراشيدن و از بين بردن موهاى زير بغل،گرفتن ناخنها،كوتاه كردن سبيل".بنابراين پيامبر اکرمr و تمامي امت او به پيروي از دين حضرت ابراهيمr و شيوه‌ي زندگي آن حضرت مأمور شده‌اند و ختنه هم جزو قواعد و دستوراتي است که حضرت ابراهيمr بيان فرمود. از حضرت عايشه(رضي‌الله‌عنها) روايت است كه پيامبرr فرمودند: «إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ وَجَبَ الْغُسْل»."هرگاه ختان زن و مردم به هم برسند(کنايه از رسيدن در هنگام نزديکي است) غسل بر هر دو واجب مي‌شود".{ترمذي(1/180-181) وشافعي(1/36) وابن ماجه(1/211) وأحمد(6/161)}. و امام احمد(رحمه الله) گويد: اين حديث بيانگر اين است كه زنان نيز بايد ختنه شوند و بايد مانند مردان آن مقدار اضافي را از خود دور كنند.حكم زنان در هر مسئله شرعي همانند حكم مردان است مادامي كه نص و دلايلي بر تخصيص يكي از آنها وارد نشود و چون ختنه در حق مردان واجب است در حق زنان نيز همينطور است. از حضرت عايشه(رضي‌الله‌عنها) روايت است كه پيامبرr فرمودند: «إنما النساء شقائق الرجال». "زنان با مردان همسانند".{أبوداود(1/37) وترمذي(1/189-190) وأحمد(6/256)}.

از زهري(رضي‌الله‌عنه) روايت است كه پيامبرr فرمودند: «من أسلم فليختتن وإن کان کبيراً». «کسي که اسلام مي‌آورد بايد ختنه نمايد، هر چند بزرگسال باشد». اين حديث هر چند ضعيف است اما با توجه به احاديث مذکور و حديث زير در اين باب قابل تقويت مي‌باشد. از قتاده(رضي‌الله‌عنه) روايت است كه پيامبرr «يأمر من أسلم أن يختتن (و لو كان ابن ثمانين سنة)»"دستور دادند كساني كه مسلمان مي‌شوند ـ اگر چه هشتاد سال هم باشند ـ آنها ختنه كنند"{عبد الرزاق في المصنف(6/10/ 9835) وأحمد(3/415)وأبوداود(356) والبيهقي(1/172) و الطبراني في المعجم الكبير(22/395ـ396)}حديث صحيح.

 لفظ «مَنْ» اسم موصول مشترك عام است و بر مذكر و مؤنث و مفرد و جمع دلالت دارد و ختنه در حق مذكر پاكيزگي است و در حق زن هم پاكيزگي و هم تعديل شهوت است پس وجوب ختنه زنان اولويت دارد. وجوب ختنه براي مذكر با بريدن پوست پوشاننده‌ي حشفه(سر آلت تناسلي) انجام مي‌گيرد و در مؤنث با قطع پايين‌ترين قسمت پوستي است بالاي مهبل واقع شده(قسمت انتهايي بظر) انجام مي‌گيرد. وقت وجوب ختنه بعد از بلوغ است اما براي سرپرست مستحب است كه در روز هفتم بعد از تولد نوزاد، او را ختنه كند، زيرا پيامبرr حضرت حسن و حسين(رضي‌الله‌عنهما)را در روز هفتم تولدشان ختنه نمود.{لِأَنَّهُ r خَتَنَ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ يَوْمَ السَّابِعِ مِنْ وِلَادَتِهِمَا} رَوَاهُ الْبَيْهَقِيُّ وَالْحَاكِمُ وَقَالَ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ. و در زمان نوزادي براي او آسانتر است اما بدين شرط كه نوزاد مريض نباشد و تحمل آن را داشته باشد، اما اگر ضعيف باشد و تحمل نداشت مي‌تواند آن را تأخير اندازد تا در او توانايي را ببيند و سلامتي به دست آورد و نيرومند شود و بعد از آن بايد ختنه شود. ختنه واجب است اما انجام دادن آن در زمان كودكي شرط نيست بلكه در كودكي و بزرگسالي جايز است. اگر بالغ شد و ختنه نشده باشد بالفور لازم است ختنه شود. از مكحول و غيره(رضي‌الله‌عنهم)روايت است كه حضرت ابراهيم، حضرت اسحاق(عليهماالسلام) را در روز هفتم تولدش و حضرت اسماعيلr را در هفده سالگي ختنه كرد. بعضي از علما معتقدند كه ختنه بايد قبل از بلوغ صورت گيرد تا زماني كه فرد مكلف شد بتواند احكام شرع را به راحتي انجام دهد و در طهارت خود با مشكلي رو به رو نشود؛ زيرا هر چه ختنه با تأخير انجام گيرد سبب اذيت شدن كودك و به طول انجاميدن بيشتر زخم آن مي شود. در زنان اندك بريدن بهتر است، زيرا پيامبرr به ام عطيه(رضي‌الله‌عنها)ـ که دختران را ختنه مي‌نمود ـ فرمود: «لاتَنْهِكِي فَإِنَّ ذَالِكَ احْظَى لِلْمَرْاةِ وَاحَبُّ إِلى الْبَعْلِ» و در روايتي «أَسْرَى لِلْوَجْهِ»."به اندازه کوتاه کن و در بريدن زياده‌روي نکن زيرا اين کار باعث زيبايي چهره مي‌شود و براي شوهر خوش آيندتر است". المجموع1/297- 309 و فتح المعين4/197و أسنى المطالب 20/190- 193و شرح البهجة الوردية18/315 ومغني المحتاج و نهاية المحتاج جزء 26/309 و حاشية الجمل 21/293و حواشي الشرواني9/198و الفقه المنهجي3/85.و فتح الباري ابن حجر18/48. وشرح النووي علي مسلم1/414.

در مورد احاديث كه مي‌گويند ضعيف است با شواهد و الفاظ ديگر كه وارد شده است تقويت مي‌يابد و حديث صحيح است.

عن عبد الملك بن عمير عن أم عطية الأنصارية(رضي‌الله‌عنها)«أن امرأة كانت تختن بالمدينة فقال لها النبيr لاتنهكي فإن ذلك أحظى للمرأة وأحب إلى البعل». حديث صحيح،صحيح وضعيف سنن أبي داود ـ ألباني(721)و(7475)     عن أنس بن مالك(رضي‌الله‌عنه)أن النبيr قال لأم عطية: ختانة كانت بالمدينة «إذا خفضت فأشمي ولا تنهكي فإنه أسرى للوجه وأحظى عند الزوج».الطبراني في الأوسط و ألباني 2/353(509) رواه الدولابي(2/122) والخطيب في التاريخ(5/327) والهيثمي في مجمع الزوائد(5/172و 2/335).إسناده حسن     عن أنس(رضي‌الله‌عنه) قال: كانت ختانة بالمدينة يقال لها: أم أيمن، فقال: لها النبيr «يا أم أيمن، إذا خفضت فأضجعي يدك، ولا تنهكيه؛ فإنه أسنى للوجه وأحظى للزوج» أبو نعيم في أخبار أصبهان(1/245) رجاله موثقون.    عن علي(رضي‌الله‌عنه) قال: كانت خفاضة بالمدينة، فأرسل إليها رسول اللهr: «إذا خفضت فأشمي ولا تنهكي فانه أحسن للوجه وأرضى للزوج». الخطيب(12/291) رجاله معروفون ثقات وصحيح وضعيف الجامع الصغيرـ ألباني 508 حديث حسن.        5ـ عن الضحاك بن قيس(رضي‌الله‌عنه) قال: كانت أم عطية خافضة في المدينة، فقال النبيr: «اخفضى ولا تَنْهِكى فإنه أَنَضر للوجه وأحظى عند الزوج» الطبرانى8/299(8137) والحاكم3/603 (6236) وأبو نعيم فى المعرفة3/153(3898) وابن عساكر في تاريخ دمشق (8/206/1) . سكت عليه الحاكم و الذهبي و رجاله ثقات.     6ـ عن نافع عن ابن عمر(رضي‌الله‌عنهما) قال: دخل على النبيr نسوة من الأنصار فقال: «يا نساء الأنصار اخضبن غمسا واخفضن و لاتنهكن فإنه أحظى عند أزواجكن وإياكن و كفر المنعمين». البزار(175) والهيثمي في المجمع(5/171- 172) رجاله ثقات.    7ـ عن أنس(رضي‌الله‌عنه) يا أم عطية: «إذا خفضت فأشمى ولا تنهكى فإنه أضوأ للوجه وأحظى عند الزوج». الطبرانى فى الصغير1/91(122) وفى الأوسط(2/368(2253) وابن عدى3/228 (723) والبيهقى8/324(17340) والخطيب5/328 والهيثمى(5/172): إسناده حسن.

به طور كلي احاديث وارده شواهدي هستند دال بر صحيح بودن حديث و بر كسي پوشيده نيست و كسي آن را انكار نمي‌كند جز افرادي كه هيچ آگاهي ندارند و خود را عالم پنداشته در حالي كه هواي نفس چشم و قلب آنها را كور كرده است.                                   

                                              تهيه و تنظيم: انور   نوري

 جوانرود 18/1/1394