تهاون به شعائر و ضوابط ديني:

از جمله نشانه‌هاي قيامت، تهاون به شعائر خداوند است. از انس و عبدالله‌بن‌مسعود(رضي‌الله‌عنهما) روايت شده است كه پيامبرr فرمودند: «إن من أشراط الساعة أَنْ تُتَّخَذَ الْمَسَاجِدُ طُرُقًا» "از جمله نشانه‌‌هاي قيامت تبديل شدن مساجد به راه عبور و مرور است"(المستدرک(4/446) صحيح الاسناد). يقيناً اين کار(تبديل نمودن مساجد به راه عبور و مرور) درست نيست، زيرا احترام به مساجد از زمره‌ي تعظيم شعائر‌الله و از نشانه‌هاي ايمان و تقوي به حساب مي‌آيد. خداوند مي‌فرمايد: «ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» (حج/32) "هر کس شعائر و برنامه‌هاي خداوند را ارج نهد، بي‌شک اين کار نشانه پرهيزگاري دلها است". و خداوند مي‌فرمايد: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا» از جمله فوائد آيه اين است: 1ـ تخريب مساجد بنابر قول خداوند: «وسعى في خرابها» حرام است و اين تخريب، شامل تخريب حسي(ويران كردن مسجد با هر وسايلي مانند كلنگ و بيل و بمب و...) و تخريب معنوي(مانند نشر علوم خرافي و بدعت و چيزهايي كه نسبت به مساجد، منافات دارد) مي‌شود(نه اينكه همان مكان را تعمير يا بازسازي كنند). 2ـ سزاي كساني كه مانع ذكر و ياد خداوند در مساجد مي‌شوند و سعى در ويرانى آنها دارند، خواري و ذلت در دنيا است و در آخرت عذاب دردناك و بزرگي خواهند داشت.   خداوند دستور داده است كه با بازسازي و تعمير و با ذكر و اطاعت از خداوند، مساجد را آباد كنيد و مسلمانان را بر آن تشويق نموده‌ است، آنجا كه مي‌فرمايد: «اِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنْ الْمُهْتَدِينَ». حضرت عثمان(رضي‌الله‌عنه) روايت مي‌كند كه پيامبرr فرمودند: «مَنْ بَنَى مَسْجِدًا لِلَّهِ بَنَى اللَّهُ لَهُ فِي الْجَنَّةِ مِثْلَهُ»"هر كس مسجدي را براي خشنودي خداوند بسازد، خداوند در بهشت(خانه‌اي) مانند آنرا براي او مي‌سازد". ساختن مساجد از سزاوارترين واجبات و بهترين عبادتي است كه انسان به وسيله آن به خدا نزديك مي‌شود. پس احترام مساجد و تعظيم آن، واجب بوده آنگونه كه خداوند آن را بزرگ دانسته و تجليل نموده است و بي‌احترامي و بي‌ارزشي نسبت به آن صحيح نيست زيرا مساجد، خانه خداوند و مكان عبادت و شعائر دين است و در اين باره دلايل فراواني است كه انسان را به احترام و نظافت و... مساجد تشويق مي‌كند.

حكم خريد و فروش مساجد:

حكم مكانهايي كه مسلمانان آن را در شهر يا روستا، مسجد و زمينش را وقف قرار مي‌دهند، نزد جمهور فقهاء(مذهب امامان ابوحنيفه، مالك، شافعي و ابويوسف ـ رحمهم الله ـ) اين است كه آن مكانها تا قيام آخرت، به صورت مسجد باقي مي‌مانند و هيچ گاه و در هيچ حالتي فروختن آن مكانها جايز نيست و دوباره ملك واقف نمي‌شود. شيخ خطيب شربيني(رحمه‌الله) گويد: اگر مسجدي ويران شد و ممكن نبود كه دوباره آن مكان به عنوان مسجد ساخته شود يا براثر ويراني شهر، آن مسجد تعطيل گردد، ملك واقف يا كسي ديگر نخواهد شد و خريد و فروش آن به هيچ وجه صحيح نيست، بلكه بايد از آن مكان محافظت شود. دليل جمهور اين است كه عبدالله‌بن‌عمر(رضى‌الله‌عنهما) نقل مي‌كند: حضرت عمر(رضى‌الله‌عنه) در خيبر زميني را به دست آورد، نزد پيامبرr آمد تا با ايشان درباره‌ي اين زمين مشورت کند، گفت: اي رسول اللهr؛ در خيبر زميني را به دست آورده‌ام که تاکنون هرگز چنين مال نفيسي نداشته‌ام، در اين باره چه دستور مي‌دهيد؟ ايشانr فرمود: «إنْ شِئْتَ حَبَسْتَ أَصْلَهَا وَتَصَدَّقْتَ بِهَا» "اگر دوست داري اصل زمين را وقف کن و محصولش را صدقه بده". ابن‌عمر(رضي‌الله‌عنهما) مي‌گويد: عمر(رضي‌الله‌عنه) محصولات آن زمين را صدقه داد و شرط کرد که اصل زمين فروخته نشود و به ارث نرود و به کسي بخشيده نشود. ا‌بن‌عمر(رضي‌الله‌عنهما) مي‌گويد:  عمر(رضي‌الله‌عنه) محصولات اين زمين را در بين فقرا، خويشاوندان، آزادي بردگان، جهاد در راه خدا، باز مانده در راه و مهمان به صدقه گذاشت و بر کسي که سرپرستي زمين را بر عهده دارد، هيچ گناهي نيست تا به درستي از آن بخورد، يا به دوستش از آن بدهد، به شرطي که بيش از نيازش برندارد و زمين را تصاحب نکند. {بخاري: 3/259(2737) و مسلم: 5/73(4233)}. خداوند مي‌فرمايد: «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا»، زيرا براثر وقف ديگر ملك شخص نمي‌شود و از حق بندگان بيرون مي‌رود و خالصاً از آن خداست و به هيچ كسي مربوط نيست.  در مذهب امام احمد(رحمه‌الله) زماني جايز است مسجد فروخته شود، كه به طور كلي به آن نياز نباشد. هرگاه (مكانِ) وقف ويران و يا منافع آن تعطيل شود مانند خانه و يا زميني كه ويران گردد و به صورت موات و باير درآيد و آباداني آن ممكن نباشد يا مسجدي كه اهل آن شهر يا روستا به جاي ديگر نقل مكان كنند و آن مسجد در مكاني قرار گيرد كه(ديگر سكنه نداشته باشد) و در آنجا نماز خوانده نشود، جايز است كه آن مكان خريد و فروش شود.  پس با توجه به مطالب فوق، قول راجح در ميان اقوال علما و فقهاء، قول جمهور است كه آن مكانها تا قيام آخرت به صورت مسجد باقي مي‌مانند و هيچ گاه و در هيچ حالتي فروختن آن مكانها جايز نيست و دوباره ملك واقف نمي‌شود و كسي نمي‌تواند ادعاي ملكيت آنها را بنمايد، زيرا اگر مورد خريد و فروش قرار گيرد، همچون كليساي مسيحيان و معبد يهوديان مي‌ماند كه هرگاه بخواهند، آن را مورد معامله قرار مي‌دهند در حالي كه «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً».                                                    

                                         تهيه و تنظيم:عمر (انور) نوري                                                                                          30/2/1394